X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

























2501 سال امپراتوری ایران

ایران من

صبحی سپید چل چله باد شمال بوی بهارنارنجی که داره خودشو آماده میکنه واسه عید ، صدای رفت آمد، شلوغی کوچه، صبح آدینه ، به دنبال یک رمز ، صدای مادر از توی آشپزخانه، بوی ماهی کُم گرفته (شکم پر) به یاد یک منگل ، با یک ته مایه فکری و تکراری ، صدای پدر که شعری را زمزمه میکند، و یاد گل یاس حیاطمون که خیلی دلم براش تنگ شده



وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو جان من

ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان

بس که به هجر می دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو

دست نمای خلق شد قامت چون هلال من

کلام سعدی

آواز از همایون شجریان

در دستگاه نوا

نوشته شده در جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1391ساعت 12:11 توسط وحید نظرات (4)

فکر میکنم و وقتی فکر میکنم احساس میکنم هیچ فکر نکردم

و بعضی اوقات به این نتیجه میرسم که اصلا چیزی برای فکر

کردن ندارم یا اصلا چیزی ندارم که بتونم با اون فکر کنم(مغز)

حالم بهم میخوره ، میخوام بالا بیارم ، پزشکان میگن حالات

درونی گاهی اوقات بروز فیزیکی داره . فکر میکنم این تهوع

درونیه که داره برونی میشه !

گاهی بین منطق و احساس برونی یه درگیری جدی پیش

میاد با احساس درونی و منطق احساسی!!

ووقتی که بالا میاری میبنی که اضافات معده نیست ، یه سری

کلمات و حرفهاست که ریخته رو زمین "البته علم پزشکی این

را غیر علمی میداند و این فرضیه را چرندی بیش نمیداند"

و وقتی توی این حرفها ، تاریخ و روزشمار زندگی خودتو

برسی میکنی میبینی، آدمهای بی نظیر که شاید جزئی از

نعمات خداوند باشند،آدمهایی با افکار زیبا و مهم تر از همه

با اعمال زیبا دور برت بودن !! و تو خوب میدانی که خداوند

همچین لطفی به همه کس نمیکند.

وقتی چیزایی رو که نوشتم دوباره میخونم که اشکال تایپی

نداشته باشه میبینم که دارم هذیون میگم و بعضی اوقات

زیادی حرف میزنم! اینجاست که انتظار دارم یکی با صدای

بلند بگه

shut up


پانوشت:

خدا تنها دلیل زندگیست


"سینه مالا مال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدارا همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیز رو

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی"

خواجه شیرازی

با صدای استاد شجریان

نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1391ساعت 23:35 توسط وحید نظرات (7)

سلام

احساس میکنم وبلاگ تنها جای امن برای منه

چقد وبلاگمو دوست دارم  مخصوصا الان که فضا خلوت تر شده و همه هجوم بردن به فیس بوک!

یکی بیاد یه چیزی بگه

یالا

یه چیزی میگم بین خومون باشه . اگه طرف منگل هم باشه مشکل نیستا

نمیدونم چقد با منگلا آشنایی دارید

اینقدره دوستداشتنی هستند

من که دوسشون دارم

البته یه مثال قدیمی هست میگن منگل چو منگل بیند خوشش آید

"مرا خود با تو سری در میان هست

وگرنه روی زیبا روی زیبا در جهان هست

وجودی دارم از مهرت گدازان

وجودم رفت و مهرت همچنان هست"

شعر از شیخ عجل

با صدای سالار عقیلی


نوشته شده در شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391ساعت 19:52 توسط وحید نظرات (6)

<<  1    ...    3    4    5    6    7    ...    10  >>

آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com