2501 سال امپراتوری ایران

ایران من

سلام

الان یه لحظه از اتاق رفتم بیرون

جاتون خالی هنوز پام از در بیرون نرفته

بود که بوی خوش بهار نارنج ها چنان نوازشی

بهم دادن که حال کردم ولی حیفم اومد که چرا نمیتونم

تا صبح پای نارنج بشینم و دم وبازدم را با صدای بلند تکرار

کنم.



بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست

بگو گر گنهی رفت و خطایی هست

روا بود که چنین بی حساب دل ببری؟

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

کلام سعدی

آواز همایون شجریان

گوشه بیداد


پانوشت:

شعرهایی که میزارم فقط باید با صدا و آهنگ هایی که خونده شده گوش بدید تا

بتونید اون چیزی که من طراحی میکنم یا مینویسم درک کنید .






نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1391ساعت 00:01 توسط وحید نظرات (11)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com