X
تبلیغات
رایتل

























2501 سال امپراتوری ایران

ایران من

او همیشه لبخند به لب دارد ، و گاهی لبخند هایش به قاقا تبدیل میشود

به هرحال همیشه خندان است و به هر آدمِ بی حالی هم انرژی میدهد

او میگوید آدمی منطقیست ، من هم میگویم من منطقی هستم

سر مسائل سیاسی که امروز عادی شده و به مسائل اجتماعی تبدیل

شده بحث داریم . من به حقیقت اعتقاد دارم او به واقعیت یعنی به نوعی

من به "سوژ"  و او به" ابژه"  یا اینکه میتوان گفت من عینیت گرایش دارم و او به

ذهنیت.

بسیار مهربان است بخاطر همین به اسم مهربان کامنت میگذارد و من

هم به مهربان بودن او اعتقاد دارم، قبلنا فک نمیکردم اینهمه مهربان باشد

و اما چرااسم او را شکلاتی گذاشتم؟؟؟

او هر موقع به خانه ما می آید اول لبخند هایش راهدیه میدهد بعد هم شکلات های

خارجکی ، صدرصد گاهی اوقات شکلاتهایی را که سهمیه همسرش هست

نیزما میخوریم تا بداند که همسرش با شکلات هم شیرین نمیشود

و باید حتما مقداری زیاد عسل دم دست بود !!

البته این خانم شکلاتی ما همچین اعتقادی ندارد و میگوید شوهرم بسیار

دل رئوفی دارد و من هم میگویم شتر در خواب بیند پنبه دانه

ولی برای ما هر دوتایشان دوستداشتنی هستند



پانوشت:

 هر چه گشتم یه شعری پیدا کنم که با فضام جور در بیاد چیزی نیافتم

فقط یه فیلم براتون معرفی میکنم

فیلم : شکلات

کارگردانش نمیدونم ولی بازیگراش جانی دپ و ژولیت بینوش هستد که خیلی

بازی هردوتاشونو دوست دارم

نوشته شده در چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391ساعت 23:06 توسط وحید نظرات (11)

سلام

الان یه لحظه از اتاق رفتم بیرون

جاتون خالی هنوز پام از در بیرون نرفته

بود که بوی خوش بهار نارنج ها چنان نوازشی

بهم دادن که حال کردم ولی حیفم اومد که چرا نمیتونم

تا صبح پای نارنج بشینم و دم وبازدم را با صدای بلند تکرار

کنم.



بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست

بگو گر گنهی رفت و خطایی هست

روا بود که چنین بی حساب دل ببری؟

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

کلام سعدی

آواز همایون شجریان

گوشه بیداد


پانوشت:

شعرهایی که میزارم فقط باید با صدا و آهنگ هایی که خونده شده گوش بدید تا

بتونید اون چیزی که من طراحی میکنم یا مینویسم درک کنید .






نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1391ساعت 00:01 توسط وحید نظرات (11)

صبحی سپید چل چله باد شمال بوی بهارنارنجی که داره خودشو آماده میکنه واسه عید ، صدای رفت آمد، شلوغی کوچه، صبح آدینه ، به دنبال یک رمز ، صدای مادر از توی آشپزخانه، بوی ماهی کُم گرفته (شکم پر) به یاد یک منگل ، با یک ته مایه فکری و تکراری ، صدای پدر که شعری را زمزمه میکند، و یاد گل یاس حیاطمون که خیلی دلم براش تنگ شده



وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو جان من

ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان

بس که به هجر می دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو

دست نمای خلق شد قامت چون هلال من

کلام سعدی

آواز از همایون شجریان

در دستگاه نوا

نوشته شده در جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1391ساعت 12:11 توسط وحید نظرات (4)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com